استادان و رهروان موسیقی ایرانی

تلاشی است نه در خور شان و مرتبه هنرمندان این مرز و بوم.هدف ابراز ارادت است به ستارگان هنر و ادب ایران عزیز.

رستمی بهرام (شاعر.خواننده ومدرس آواز)
 
 

آقای بهرام رستمی در رشته آواز و شعر فعالیت دارند و مدرس آواز نیز می باشند. در سرودن شعر بیشتر به غزل سرایی علاقه دارند اما در سرودن قصیده مثنوی و ترانه نیز تبحر فراوان دارند. در رشته آواز نزد استادانی همچون رضوی سروستانی و صالح عظیمی و مختاباد دوره های لازم را دیده اند.اشعار زیر از سروده های ایشان است:

عکسی باتفاق استاد نورالدین رضوی سروستانی

در دیده بیدارم تا میل ترا باشد

در ناله شبگیرم آهنگ نوا باشد

ای ماه لقا رخ را با زلف چه میپوشی؟

کاین دیده به سودای آن زلف رها باشد

هرگز نکنی رحمت بر حال پریشانم

آری دل مه رویان از داد جدا باشد

می خواهم اگر خواهی در بند همی مانم

دل در گرو زلفت از بند رها باشد

گفتی چو بپرهیزم این شوق فرو ریزد

شوق تو که کشت آخر این را چه دوا باشد؟

بشکاف تو این سینه وین غمزده را برکن

کاین در قفس سینه افسرده چرا باشد؟

بر خاک درت ای جان ،جان میدهم ار یابم

جایی که تو آنجایی باید که صفا باشد

این چون و چرا تاکی ؟ بهرام چه می پرسی؟

بی چون و چرا می دان کاین کار خدا باشد.

عکسی باتفاق استاد کریم صالح عظیمی

حدیث عشق

صد گنه برما نوشتی و یکی تقصیر بود

وآن تعذر هم نه در حد چنین تعزیر بود
 
با یکی دزدیده دیدن جان ما را سوختی
با چنان برق نگاهی کی مرا تدبیر بود
 
مرغ دل در دام و صیادی بوصف زلف تو
بود و هم راه گریز ما ، ولیکن دیر بود
 
ناله شبگیر ما از چشم عالم خواب را
می ربود اما دریغا در تو بی تاثیر بود
 
شیوه نرگس بیاموزد به بلبل عاشقی
ورنه آن مرغ از کجا در حنجر این تحریر بود
 
از همان گاهم که بر دل نقش رویت نقش بست
کی مرا در لوح جان نقشی جز این تصویر بود
 
پند واعظ گر نگیرد در سر بهرام مست
گو نگیرد هر که با پیمانه ای درگیر بود
راه رستگاری