استادان و رهروان موسیقی ایرانی

تلاشی است نه در خور شان و مرتبه هنرمندان این مرز و بوم.هدف ابراز ارادت است به ستارگان هنر و ادب ایران عزیز.

زر آبادی ناصر(نوازنده _آهنگساز و استادموسیقی)
 

سعادتی نصیب اینجانب شد تا نوروز امسال 1392جهت عرض تبریک سال نو خدمت استاد مسلم موسیقی ایرانی آقای ناصر زرآبادی برسم. زحمت هماهنگی را استاد محرمخانی و جناب آقای زهرایی کشیدند. ساعت 10و نیم صبح روز نهم فروردین سال 1392 باتفاق آقایان سلمکی ، محرمخانی، زهرایی، ربیعی، قربانی ، توفیقی و کریمی به منزل شخصی آقای زرآبادی واقع در محله نیاوران رسیدیم .

استاد با چهره ای گشاده و خوشرویی خاص خود پذیرای ما شدند . شکرخدا از آنچه که فکر میکردم سرحال تر و جوانتر بنظر میرسیدند. پس از تعارفات معمول ، پذیرایی توسط آقای زهرایی شاگرد قدیمی استاد که علاوه بر احترام استادی آقای زرآبادی را همچون پدر دوست دارند صورت گرفت ، سپس آقای زرآبادی ویلن قدیمی خود را بدست گرفته و قطعه ای در شوشتری نواخت که با ضرب آقای ربیعی همراه بود. آنگاه آقای علی توفیقی با تار قطعه ای در دستگاه سه گاه نواختند. بعد از آن استاد زرآبادی خاطره ای از سفر به خارج از کشور را برایمان تعریف کردندکه بسیار جالب بود :

در سفری که مهمان پسرم در شهر کلن آلمان بودم ویلنم همراهم نبود. دوستان پسرم و اقوامی که آنجا بودند مرتب تقاضا داشتند که برای آنها قطعاتی بنوازم ولی سازی در کار نبود بالاخره یکی از دوستان گفت مغازه ای در شهر هست که صاحب آن ایرانی است و انواع سازها را نیز اجاره می دهد ما باتفاق رفتیم و درخواست ویلنی کردم ایشان با حالت تمسخر گفتند حالا بلدی بزنی یا برای کس دیگری می خواهید؟ گفتم کمی بلدم . ساز را آورد و داد دست من . به ایشان گفتم چه می خواهی برایتان بنوازم؟ گفت راست پنجگاه . روی صندلی نشستم و شروع به نواختن کردم . عادت همیشگی من نواختن با چشمان بسته است بعد از چند دقیقه احساس کردم روی زانوهایم چیزی میلغزد وقتی چشم باز کردم دیدم این آقا روی زمین جلوی من زانو زده اند و پاهای مرا می بوسد . من خجالت کشیدم و از ایشان درخواست کردم که این کار را نکند . ایشان ضمن عذرخواهی گفتند ببخشید که شما را نشناختم ، از آن روز به بعد تا زمانی که آنجا بودم این آقا مغازه اش را باز نمی کرد و دایم همراه ما بود . بعد از بیان این خاطره استادقطعه ای در راست پنجگاه نواختند.

در پایان من هم با کسب اجازه از ایشان درخواست کردم به سوالاتم در خصوص زندگی هنری خودشان پاسخ دهند که استاد با خوشرویی پذیرفتند . بندهای زیر حاصل این مصاحبه کوتاه می باشد:

در نهم مرداد ماه سال 1299 در شهر تهران چهار راه حسن آباد کوچه همت آباد در منزل شخصی آقای عباس بک زرآبادی همسرش زهرا خانم پسری پای به جهان گذاشت که آنرا ناصر نام نهادند . ناصر تنها فرزند خانواده بود و تحصیل موسیقی را از سال 1309شمسی با تشویق سرهنگ محمود ایروانی که اولین استاد ایشان بودند در مدرسهٔ موزیک نظام آغاز کرد و ویلن و ترومپت را نزد استاد فرا گرفت .آن سالها قسمت موزیک ارتش بسیار فعال بود و موسیقی را با نت آموزش می دادند این امر موجب شد تا ایشان به نت خوانی و نت نویسی تسلط یافته و به شاگردان استاد صبا با موافقت این استاد نت درس می دادند. استادان دیگری که در مدرسه نظام بودند استاد حسین خان هنگ آفرین بود . مدت دو سال زیر نظر حسین خان هنگ آفرین که رئیس موزیک هنگ بهادر بودند و به سازهای سه تار، ویولن، کمانچه آشنائی داشتند کمانچه را یاد گرفتند همچنین از محضر استاد علیرضا خان چنگی کمانچه نواز معروف نیز بهره ها برده اند مدتی نیز در نزد مسیو هایک شاگردی کرد ایشان نیز کمانچه نواز بود . استاد هایک به وی لقب دزد موسیقی داد بصورتی که ظرایف نواختن را فرا می گرفت و فردا عالی تحویل می داد . از سال 1322  همکاری خود را با رادیو و خانم قمرالملوک وزیری آغاز کرد و مدت سه سال نیز با ارکستر خانم روح‌بخش همکاری داشت. او مدت‌ها ضمن همکاری با خانم دلکش ، خانم الهه و استاد ابراهیم خان منصوری در رادیو زمانی طولانی نیز سرپرستی ارکستر شمارهٔ سه و ارکستر شما و رادیو را پذیرفت . در سال ۱۳۲۹ اقدام به تأسیس کلاس موسیقی در چهار راه مخبرالدوله کرد و تا پانزده سال این کار را ادامه داد . ایشان شاگردان بسیاری را تربیت کرده اند که هرکدام خود استادی در عرصه موسیقی ایرانی هستند. کتابی در باره موسیقی نوشته اند که هنوز چاپ نشده است.

استاد اضافه کردند زمانی که از مدرسه موزیک نظام که در میدان عشرت آباد بود به سمت منزل می رفتم سر راه در دروازه شمیران قهوه خانه ای بود بنام احمد برقی در آنجا یک قهوه چی بود که با چیدن لیوان ها و استکان ها کنار هم و نواختن بروی آنها صداهای دلنشینی تولید می کرد که برای من بسیار جالب و آموزنده بود و اکنون بنده آهنگهای بسیار زیبایی با لیوان نوازی می زنم که شاید در دنیا منحصر به فرد باشد.

استاد زرآبادی علاوه بر کنسرت‌های متعددی که جهت کمک به امور خیریه و پیشبرد اهداف فرهنگی - هنری و مؤسسات علمی و فرهنگی اجراء کرد مسافرت‌های متعددی به آلمان و هلند و کشورهای همسایهٔ ایران برای معرفی موسیقی سنتی ایران کرده اند . با اساتیدی همچون حسین یاحقی، ابوالحسن صبا و علیرضا خان چنگی ، حبیب سماعی و بسیاری دیگر هم دوره بودند. ایشان تمامی هنرمندان را دوست دارند و آرزویشان اینستکه موسیقی اصیل ایرانی به جلال و شکوه حقیقی خود رسیده و چنان جاذبه ای ایجاد کند که جوانان بجای دنبال کردن موسیقی پاپ (که به گفته ایشان با این همه سال سابقه موسیقی هنوز نفهمیدم آغاز و پایان پاپ کجاست) موسیقی ایرانی را دنبال کنند. ما هم برای این استاد فرزانه آرزوی سلامتی و طول عمر داریم.