استادان و رهروان موسیقی ایرانی

تلاشی است نه در خور شان و مرتبه هنرمندان این مرز و بوم.هدف ابراز ارادت است به ستارگان هنر و ادب ایران عزیز.

پای سخن استاد دکتر علیرضا تبریزی در باره شخصیت هنرمند
نویسنده : فریبرزجعفری(Fariborz Jafari) - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ خرداد ۱۳٩۱
 

 


میدانیم که موسیقی جزء علوم عالیه است و تاثیر آن روحانی است پس یک هنرمند باید دقت داشته باشد در انتخاب شعر در خلق و انتخاب موسیقی،که چه چیزی را منتقل میکند. این چیزهایی که امروز به اسم موسیقی و خزعبلاتی که به اسم شعر تحویل می دهند تخریب هنر است ، هنر نیست .هنر عالی ترین و رنگین ترین جلوه های خلقت است . خداوند در قران هنرمندان را با خود شریک می داند: فتبارک اله احسن الاخالقین .ما یک خالق بیشتر نداریم بقیه مخلوقند . اما در بین این مخلوقات خالقینی داریم که همان هنرمندانند. بنابر این اگر انسان هنرمند باشد و در ذهن خود یک نقش فریبنده از خود خلق نکرده باشد و می داند که کیست و چیست ، باید به این معنا متعهد باشد که حرمت حریم هنر را داشته باشد.یعنی از نظر رفتار و کردار باید طوری باشد که رفتار و کردارش نیز هنرمندانه باشد. ما اشخاصی را می بینیم که فوق العاده هستند. درخاطرات استاد نی داود هست که گفتند ماهی سه تومان شهریه می دادیم به استاد درویش خان که غفران الهی بر او مستدام باد .سه تا تک تومنی! و آن موقع کوچه هایی بود بنام صدتومنی . گفت یه روز از سفارت فرانسه از انجمن دوستی و فرهنگی ایران و فرانسه پاکتی را برای استاد آوردند که حاوی نامه ای بود و صد تومن پول نقد ، در نامه نوشته شده بود:به پاس خدمات شما به فرهنگ و هنر از طرف انجمن این مبلغ تقدیم شما می گردد. صد تومن!!!.

درویش خان پول را در آورد به دست فراش سفارت داد و گفت از طرف من تشکر کنید و بگید آدم برای عشق پول نمی گیره. فراش که رفت رو کرد به من گفت مرتضی جون شهریه اول برجتو داری بدی ؟ گفتم بله استاد. گفت برو درخونه مون یه همسایه ارمنی داریم که خانمش فوت کرده دستش تنگه شهریه رو بده به اون و زود برگرد. به این میگن هنرمند.

توجه کردید؟ یا همین مصاحبه ای که با استاد قوامی کردند ایشان می گفت هر شاگردی میرفت پیش استاد تهرانی میگفت 99 درصد اخلاق یکیش هنره .فضیلت اخلاقی بسیار مهمه.خیلی.

انسان نباید حق دیگران را تضییع کند یه کسی اگر واقعا استاده و شایسته صدر نشینی است باید تکریمش کنید . احترام کنید.حسد قوی ترین چیزی است که در قاموس زندگی بشری وجود دارد.ما باید از حسد دور باشیم و حرمت استادتر از خود نگه داریم.

گروهی معتقدند شعر از شعور مشتق شده این خلافه زیرا شعور ادراک مبادی است . شعر علم است یعنی ادراک مفاهیم کلی است از شعور بالاتره. بنده ادراک می کنم این وسیله تار است ولی به صرف دانستن اینکه این تار است می توانم تار بزنم؟ نمی توانم.

ببینید سعدی چه می فرماید ، این غرور نیست از خود تعریف کردن نیست واقعیته:

بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس

حد همین است سخندانی و زیبایی را

در روانشناسی تحلیلی* می گوید شکسته نفسی غرور است همان جور که کبر از کبره(kobera) میاد که گند دارد،کثافت دارد، تواضع بیجا نیز غروره چون گند دارد ، یعنی اون چیزی که تو میگی من از اون بالاترم. وقتی کسی می گوید تو شاعر خوبی هستی ، باید در حدی که نماینده غرور نباشد بپذیری .خوب تا حدی میشود تعارف کرد.بنابر این هنرمند تعهد دارد . هنرمندی که متعهد به تواضع میانه و حسن خلق و احترام به حقوق دیگران و تواضع در برابر استاد نباشد ، هنرمند نیست و از دایره هنرمندی خارج است.

 با عقل گشتم همسفر یه نیمه ره از بی کسی

شد پاره پاره دامنم از خار استدلالها

شما با عشق زندگی می کنید و با عشق جاویدانید. حضرت مولانا میفرماید :

مرگ حیاتست،حیاتست مرگ

عکس نماید نظر کافری

خانه تن گر شکند هین منال

خواجه یقین دان که به زندان دری

  * کسی که "جنون خودبزرگ بینی" و جنون جور و ستم" دارد. بیماری پارانویا بیماری تغییر شکل شخصیت است. شخص مبتلا غرور نامحدود دارد که گاهی آن را در زیر تواضع ظاهری و ریاکارانه پنهان می کند، همیشه طلب کار است و دارای خود رایی و خود محوری است. او در خیلی مواقع اظهار می کند که خود را اصلاح می کند در حالی که قبول ندارد در رفتار خود نقصی وجود داشته باشد.